همایش بازتاب حکمت اسلامی در هنر و معماری

markaz tahghighatهمایش بازتاب حکمت اسلامی در هنز و معماری، با هدف فراهم آوردن بستر تعامل اندیشمندان و دانشجویان فعال در حوزه­های مختلف هنری و با محوریت حکمت اسلامی، برگزار می­گردد. هدف اصلی، شناخت ریشه­های تعامل میان حکمت و هنر و جلوه­های بروز و ظهور آن، در هنرهای سنتی تا هنر و معماری معاصر است. این همایش به همت انجمن علمی پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس و مرکز مطالعات طرح تحول در حوزه علوم انسانی و با محوریت؛ پیوند حکمت اسلامی و هنر ایرانی، بازتاب حکمت اسلامی در شهر ایرانی ـ اسلامی، بازتاب حکمت اسلامی در معماری ایران،  بازتاب حکمت اسلامی در هنرهای کاربردی ایران و با محور ویژه بازتاب مضامین قرآنی در هنر و معماری اسلامی، در آذرماه 1392 برگزار گردید.

بازتاب حکمت اسلامی در هنر و معماری، پیوند حکمت اسلامی و هنر ایرانی، بازتاب حکمت اسلامی در شهر ایرانی ـ اسلامی، بازتاب حکمت اسلامی در معماری ایران و بازتاب حکمت اسلامی، در هنرهای کاربردی ایران، از جمله محورهای این همایش است.

در این همایش، مقاله­ ارائه شده از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) به نگارش احمد آکوچکیان و رها سعادتی، با عنوان «چیستی معرفت­شناخت حکمت هنر»، جهت ارائه پوستر، مورد پذیرش قرار گرفته است.

چکیده مقاله:

هنر آشکارگی زیباشناسانۀ تجربه­های خود و خودی شدۀ هنرمند -  مخاطب است. تجربه­ای مبتنی بر دو رکن معنایی، تجربۀ خودشدگی تا خودبودگی هنرمند- مخاطب و زبان­داری این تجربه و آشکارگی زیباشناسانۀ آن، به مدد یکی از انواع زبان، چونان زبان کلمه و کلام در ادبیات، نقش و رنگ در هنرهای تجسمی، فضاهای درونی و بینابینی در معماری و شهرسازی، صدا و صوت در هنرهای موسیقایی و حرکت و اطوار در هنرهای نمایشی است. حکمت هنر، اندیشۀ مبنای جنس بالغ تجربه هنری است. این اندیشه مبنا دارای چه ساختار معرفت شناختی است؟

حکمت هنر، جریان اندیشه­ای بنیان­نگر رشد معطوف به سطوح بالغ تجربۀ زیستی است که خویش را همپا با جنس زندگی هنرمند - مخاطب در نوع، مضمون و شکل آشکارگی آن تجربه در یکی از انواع زبان­های هنر، آشکار می­کند. بدین­سان حکمت هنر، فهم بنیادنگر رشد منجر به زندگی است که خود را در مضمون و فرم تجربۀ هنری آشکار می­سازد. کاوش از چیستی معرفت­شناخت حکمت هنر، راهبر به دو فصل مفهومی آن؛ یعنی چیستی اندیشۀ مبنای تجربه باطنی یا تجربۀ خودشدگی تا خود­بودگی و دوم، اندیشۀ راهبر به جنس خاصی از زبان­داری است. از این رهگذر اندیشۀ دین­شناخت هنر به مثابۀ حاق بالغ این جنس از اندیشه­ورزی سر برمی­آورد که در نقد مقایسه­ای با دیگر مشرب­های حکمی هنر با شاخصه­هایی چون؛ گستردگی نظام ادراکی، ژرفای این نظام ادراکی، ظرفیت گذار آن به تجربه باطنی، ظرفیت تبدیل آن به زبان هنر تا زبان­داری آن و حکمت قرآن­شناخت - سنت­شناخت هنر نیل می­کند و اوج این سامانۀ معرفت­شناخت را، در اندیشۀ نیایش­شناخت هنر، تصویر می­کند. بدین­سان هنر معیار، بر بنیان تجربۀ معیار خودشدگی تا خودبودگی و زبان زیباشناخت معیار، شکل می­گیرد. حکمت هنر، خاستگاه شناختی این دو فصل معنایی است.

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) می باشد.